کـــوتــــــ....ـــاه نامه

نوشته هایی از دل و چون عمر، کوتاه

کـــوتــــــ....ـــاه نامه

نوشته هایی از دل و چون عمر، کوتاه

کـــوتــــــ....ـــاه نامه را می توان دوجور معنا کرد:

معنی اول کوتاه نامه است به معنی نامه ای که متن آن کوتاه است. معنی دوم کوت آه نامه است که به معنی انباشته کردن و توده آه نامه هاست

کــوتــــ....ـــاه نامه هم کوتاه نامه است هم کوت آه نامه



آخرین نامه ها
  • ۹۴/۰۹/۲۸
    ...
آخرین پاسخنامه ها
فرستندگان
عضو باشگاه وبلاگ نویسان رازدل

بلند نامه از نوع زندگینامه!

پنجشنبه, ۴ دی ۱۳۹۳، ۱۰:۵۳ ب.ظ

س.ن1: س ن مخفف سر نوشت است!(مطلبی که در ابتدا وقبل مطلب اصلی برای توضیحات می آید)
س.ن2: این مطلبو به سه دلیل می نویسم:1- خودم بتونم تصمیم بگیرم 2- بعد ها خاطره می شه! 3- تو پ.ن می گم!
----------------------------------------------------------------------
چهارم دبستان که بودم وقتی که تازه ترو از خشک، راستو از چپ، ریشو از سبیل و.... تشخیص دادم به تئاتر و به خصوص بازیگری علاقمند شدم! اندک استعدادی هم در وجودمان بود شکر خدا. تا دوم راهنمایی خبری نبود اما به مناسبت جشن تکلیف خودمان معلم آوردیم و تئاتری اجرا کردیم هر چند چرت اما خوب بود. سوم راهنمایی به لطف مدرسه معلم تئاتری برای ما در نظر دیده شد و بنده به نمایشنامه نویسی و کارگردانی و... علاقمند شدم؛ بازیگری نیز جای خود دارد.تا جایی که تصمیم گرفتم کلا بروم در آن خط اما به خاطر جو چرت کلا از تفکرم خارج کردم. تا تابستان اول که کلاس سواد رسانه ای رفتیم و چهار تا مطلب یاد گرفتیم. به رقم تلاش دوستان در کلاس تئاتر دبیرستان حضور نیافتم و رسما تئاترو بوسیدم و گذاشتم کنار. تا تابستان دوم که کلاسی به نام سینما وسوسه ام کرد اما بر خود غلبه کردم و نرفتم اما این غلبه چندی بیش طول نکشید و از جلسه دوم در کلاس ها حضور پیدا کردم و باز همان آش و همان کاسه. و دوباره تئاتر را بوسیدم و....
تا دیشب که پشت صحنه پرده نشین را دیدم و هوس پشت صحنه کردم، هوس pov، هوس گند زدن به سکانس، هوس خندیدن بی مورد، هوس فوش خوردن، هوس میزان سن، هوس صدای کات، هوس ندای معلم که می گفت خوبه عالیه، هوس مکافات و غرغر های سر حفظ فیلمنامه و....
و امرزو پیشنهاد داده شد به کلاس تئاتر بروم(برای هفته شهدا). پیشنهادی هوس انگیز بود اما بلافاصله جواب نه را دادم. بنده خدا دوتا هندونه گذاشت زیر بغلمون و اصرار اما همچنان از من انکار. اما به خانه که رسیدم دوساعت درموردش فکر کردم اما تصمیمم همان است
--------------------------------------------------------------------
پ.ن1: علت سوم: اونجایی که هی نه میاوردم احساس کردم بقیه شاید فک کنن دارم کلاس می زارم.متنو گذاشتم تا شاید آنان ببینند و تفکر کنند!
پ.ن2: هیچ دلیل عقلی برای نرفتن ندارم( همانطور که برای رفتن ندارم)کاملا حسیه!

  • سید عماد

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی